نگاهى به معمارى
اماكن مذهبى سرتاسر جهان
معمارى دينى، فضاى مقدس
هدف معمارى دينى روشن كردن مرز ميان جسم و
روح است

معمارى دينى عرصه اى است كه به طراحى و
ساختارهاى اماكن نيايشى چون، مسجد، كليسا،
كنيسه و معابد مى پردازد، بسيارى از
فرهنگها منابع قابل توجهى از منابع خود را
به معمارى دينى اختصاص داده اند، به طور
كلى اماكن نيايشى را مى توان در ميان
تأثيرگذارترين و پايدارترين عمارتهايى
دانست كه تاكنون به دست بشر ساخته شده
است.به گزارش مهر، ساختمانهاى دينى اغلب
طى قرنهاى متمادى توسعه يافته و پيش از
ساخت آسمان خراشها درميان بزرگترين
ساختمانهاى جهان تلقى مى شد. در حالى كه
معمارى دينى ازسبكهاى مختلف سود مى برد و
گهگاه روندهاى خاصى را ساختار خود دنبال
مى كنند، اما اين سبكها همواره نسبت به
ساير ساختمانهاى زمان خود منحصر به فرد
بوده است. با ظهوريكتاپرستى، ساختمانهاى
دينى به نحو فزاينده اى به مراكز نيايش و
مراقبه تبديل شدند.
ابعاد معنوى معمارى دينى
گاهى از معمارى دينى با عنوان فضاى مقدس
ياد مى شود. نورمن ال. كونس از معماران
نامى معاصر اظهار داشته است كه هدف معمارى
دينى روشن كردن مرز ميان ماده و ذهن، جسم
و روح است. رابرت شولر از كشيشان پروتستان
اشاره كرده كه اگر انسان بخواهد از لحاظ
روانى سالم بماند بايد از فضاى طبيعى بهره
گيرد، فضايى كه براى ما به عنوان انسان در
نظر گرفته شده هواى آزادى چون يك باغ است.
اما در اين ميان ريچارد كيچهفر مدرس دين و
تاريخ در دانشگاه نورث وسترن تصريح مى كند
كه وارد شدن به يك ساختمان دينى استعاره
اى از وارد شده به روابط معنوى است وى مى
افزايد كه فضاى مقدس را مى توان توسط
عاملى كه براين فرآيند معنوى تأثير مى
گذارد تحليل كنيم. طول اين فضا تأكيدى بر
اجتماع و بازگشت به اعمال مذهبى است؛ فضاى
نيايشى آن نشان دهنده درخواست و شنيدن
پاسخ است و اشكال اجتماعى آن به منظور
گردهمايى و ارتقاء حس صميميت و مشاركت در
نيايش است.
معمارى باستانى
معمارى دينى تعدادى از سبكها و شيوه هاى
معمارى باستانى را چون معمارى عصر حجر،
معمارى باستانى مصرى، معمارى سومرى در
برگرفته است. ساختمانهاى دينى باستان به
ويژه معابد اغلب به عنوان محل سكونت
خدايان درنظر گرفته مى شدند و محل ارائه
نذورات و قربانى هاى مختلف بودند.
وجود مقبره ها و ساختمانهاى محل تدفين
درگذشتگان نيز نمونه اى از ساختارهاى
معمارى است كه انعكاس دهنده اعتقادات دينى
آن جامعه محسوب مى شود. معبد كارناك در
شهر تيز مصر طى يك دوره ۱۳۰۰ ساله ساخته
شد و معابد متعدد روى هم رفته شايد
بزرگترين بناى دينى را كه تاكنون در جهان
ساخته شده را تشكيل دهد.معمارى دينى مصر
در عهده باستان از مدتها باستان شناسان،
معماران و عموم مردم را به خود جلب كرده
بود.
معمارى كلاسيك
حدود سال ۶۰۰ پيش از ميلاد ستونهاى چوبى
معبد هرا در المپيا جايگزين ستونهاى سنگى
شد. با گسترش اين فرآيند به ديگر
ساختمانهاى نيايشى تعداد معدودى از
ساختمانهاى سنگى طى قرون باقى ماند.
معمارى يونانى از معمارى يونانيهاى باستان
و رومن ها پيشى گرفت؛ درشرايطى كه معمارى
رومنها تنها تقليد سبك يونانى ها بود.
ازآنجا كه معابد تنها ساختمانهايى محسوب
مى شوند كه از آن دوران باقى مانده اند
قسمت اعظم ايده كارشناسان درباره معمارى
كلاسيك بر اساس همين ساختمانهاى دينى قرار
دارد. معبد پاراتنون كه به عنوان ساختمان
خزانه دارى و ستايش خدايان مورداستفاده
قرار مى گرفت بارزترين نمونه معمارى
كلاسيك محسوب مى شوند.
ويژگيهاى ظاهر ساختمانهاى دينى
جهت يابى ساختمانهاى دينى در گذشته با
خورشيد، ماه، ستارگان يا سيارات در يك
راستا قرار مى گرفت و اغلب نزديك كوهها،
غارها، درختها يا رودخانه هاى سرشناس
ساخته مى شد. شباهت ساختمانهاى دينى همه
اديان مفهوم «مركزيت» به عنوان فضايى مقدس
است. اين مركز با دروازه ها؛ چارچوب در،
بخشى بيرونى و درونى شناخته مى شود.نور و
رنگ نيز از ويژگيهاى متمايز اين عمارتها
تلقى مى شود كه هر كدام از ساختمانهاى
دينى براساس سنتهاى دينى و فرهنگى خود و
همچنين خاستگاه ها و بنيادهاى خود از رنگ،
نقاشى هاى ديوارى، اشكال اساطيرى، شيشه
كارى منقوش، انعكاس نور خورشيد، انعكاس
نور ماه بهره مى گيرند.
منبع:
http://abrarnews.com/politic/1385/851028/html/honar.htm